تبليغاتX
اسیر عشق
حرفهای نگفته

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم


love.jpg

 

اي روح زيبا و تشنه ي فضاي ارزوهايم. اي كه احساساتم را كه چون تخمه هاي گل زير برفها خفته بودند بيدار ساختي و حواسم را چون نسيمي دلكش كه نفس هاي چمن زار را به همراه مي اورد به خود گرفتي و چون برگ درختان به جنبش در اوردي. اگر جامه ي زميني به تن داري بگذار تا تو را ببينم. و اگر از جهاني بالاتري پلكهايم را فرو بند تا تو را در خواب ببينم. بگذار تا تو را در خويش كشم و اوايت را بشنوم. و پرده اي را كه همه ي هستي ام را در بر گرفته از هم بدر. و كالبدي را كه بعد خدايي ام را فرو پوشانده ويران ساز. اگر در اسمانها جاي داري مرا بالهايي ده كه به سويت پرواز كرده و او را در بلندي ها ديدار كنم. و اگر از دوشيزگان جن هستي بر ديدگانم دستي كش و ان را نيرويي جادويي بخش تا به تو به جهان پر رمز و راز فرشتگان پرواز كرده و نهفته هاي ان را ديدار كنم. دستان نا پيدايت را بر قلبم گذار و اگر شايستگي دنبال كردنت را دارم تسخيرم كن. تقديم به هستيم.
 
 
تمام لحظه هاي شيرين زندگي

تمام لحظه هاي شيرين زندگي ام خاطرات باتوبودن است .

محبت را دركنار توآموختم وعشق را درنگاه مهربان وپرمهر تو خلاصه كرده ام .

تمام ثروتهاي دنيا در برابر نگاه پرمهرت هيچ است وتمام خوشبختي ام فقط درباتوبودن است

پس تا هميشه با من بمان - بمان تاتمام آرزوهاي من كه ازتوسرچشمه مي گيرد تحقق يابد

و در گذرزمان با توخوشبختي اوج گيرد باتوكه معناي عشق را درچشمانت يافتم .

لحظه هايت را با خاطره هاي پراز عشق وعلاقه در قلب كوچكم جاي مي دهم .

 

نرو زیبا

 نرو زیبا رفتنت واسه دلم ضرر داره
 اونورا آدم بد فراوونه ،‌ خطر داره
سایه روشن چشات داد می زنه می خوای بری
 شب ناز مژه هات علامت سفر داره
 نرو زیبا همیشه وحشت من از این بوده
 که یکی یه جایی به چشمای تو نظر داره
 تو مراقب تمام لحظه هامی ، می دونی
 نباشی هر کی تو دستاش ، دو سه تا تبر داره
منم این دیارو ،‌ این آدما رو دوس ندارم
 ولی هر چی که باشه دنا داره ،‌ خزر داره
 نرو زیبا ، لااقل به خاطر درخترکی
 که یه دل از همه عاشقا دیوونه تر داره
 تو بمون حتی اگه مال کس دیگه بشی
 بودنت رو خط به خط زندگیم اثر داره
 نرو زیبا بسمه هر چی که پیشم نبودی
 به خدا این دخترک یه قلب در به در داره
می ری اونجا چه کنی دل منو بسوزونی ؟
 یگی مشکل توا ، عاشقی دردسر داره
 نرو زیبا به خدا از این دیوونه تر می شم
 واسه اون چشمای تو تفاوتی اگر داره
 تو فقط نمی دونی چه قدر دوست دارم همین
 خدا اما شاید از این عاشقی خبر داره
 نرو زیبا هستی مریم عاشقت اینه
 یه دل و یه زیبا و یه دنیا چشم تر داره
 تو نباشی می میرم ، اما چی گفتم مردنم
واسه ی تو و خیالات فرقی ام مگر داره ؟
 زندگی سازیه که ما همه کوکش می کنیم
 زیر داره ، بالا داره ، پایین داره ، زبر داره
 گاهی تلخه ، مث جام شوکرانه رفتنت
 گاهی ام مثل خیال موندنت شکر داره
 بال پرواز ندارم اما بری باهات میام
 دل واسه بودن با تو ، هزار تا بال و پر داره
اینو گفتم که نری ، باز ولی با خودت بگی
 جایی نیس این دختره دس از سر ما برداره


 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:15  توسط علی | 
 
 
    
عاشقی هم عالمی دارد....
 

 

آرزوی محال من

سلام آرزوی محال من!
سلام به تویی که بی بهونه پاتو توی قلبم گذاشتی. یادته چند سال پیش بود؟ ولی من یادمه. یادت بعد که عاشقم کردی، خیلی زود راهتو کج کردی و رفتی. نه! تقصیر تو نبود. من هیچ وقت نمی تونم تقصیرا رو گردن تو بندازم.
راز عشق تو راز سر به مهری بوده که هیچ کس از اون باخبر نشد. حتی حرف تو که پیش می یاد با دلمم یواشکی حرف می زنم.
بعد از تو دیگه هیچ کس نتونست جای خالیتو پر کنه. اگه بگم کسی نیومده، دروغ گفتم . هیچکی نتونسته منو عاشق کنه! دوست داشتن با عشق فرق می کنه. اون موقع که عاشق بودم، همه می گفتن عاقل باش. حالا که عاقل شدم، همه می گن عاشق باش!!! به نظر تو مسخره نیست؟؟
کاش می تونستم فراموشت کنم. کاش می تونستم توی صندوقچهء قلبم طوری پنهونت کنم که حتی خودمم دیگه پیدات نکنم. اما نمی شه. قسم به صداقت نگات، قسم به حرمت صدات، که یادت تمام لحظه های زندگیمو پر کرده. می تونم توی بیداری بهت فکر نکنم. اما خوابمو چی کار کنم؟؟ اون که دیگه دست من نیست. هست؟؟؟ کابوس عشقت به خواب من آرامش می ده. دلم می خواد با تمام وجودم التماست کنم که بری. دست از سرم برداری. تمنا می کنم زندگیمو بیشتر از این تباه نکن.  بذار من بمونمو این زندگی خاکستری. من بمونمو
چشمای صادقی که ازم طلب عشق می کنن. بذار من بمونمو ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:52  توسط علی | 

يه نصيحت: مواظب،خودت باش، يک خواهش :اصلا عوض نشو ،يه آرزو: فراموشم نکن ، يه دروغ : دوستت ندارم ، يه حقيقت : دلم برات يه ذره شده ، يه رو يا : تو رو داشتن تا ابد .....

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

 

خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در

چشمانش بريزم... خدايا کمکم کن تا درعشق او

بهترين و شيرين ترين باشم ...به من کمک کن تا

 سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر

 لبانش جارى سازم... و راز عشق را در گوشش سر

 دهم ...خداوندا او را نگه دار که من به عشق او

زنده ام....

او رفت تا بماند

 این سطر مختصر را گفتم که او بخواند
 هر چه به او نگفتم می خوام او بداند
 او اولش نمی خواست ترکم کند ولیکن
 فهمید راز من را ،‌ او رفت تا بماند


 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:48  توسط علی | 

 

 

اگر كلمه دوستت


اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

دوستت دارم

 

 

و من پنداشتم... او مرا خواهد برد ... به همان کوچه رنگین شده از تابستان... به همان خانه بی رنگ و ریا ... و همان لحظه که بی تاب شوم... او مرا خواهد برد... به همان سادگی رفتن باد... او مرا برد... ولی برد ز یاد

 

 

 

 

 یه عمری همه ی دنیارو گشتم

به دنبال یه عشق صادقونه

یه عشقی که بسازه دل رو از ما

بشه تنها چراغ توی خونه

یه عمری پی عشق بی هوس دویدم

به دنبال یه عشق بی بهونه

یه عشقی که بشه مرحم زخمام

نشه بدتر نمک رو زخم کهنه

تو شبهایی که جای دست پر مهر

چیزی به جز یه دنیا اشک ندیدم

یکی اومد که دوست داشتن میفهمید

منو او از من خسته جدا کرد

یکی اومد که با احساس پاکش

تموم زخمامو یهو دوا کرد

تا وقتی که همه تنهام گذاشتن

با لبخندش منو از من جدا کرد

برای عاشقی عشقمو دادم

خیال کردم فقط عشقه می مونه

ولی جای تموم اون همه عشق

واسم موندش فقط بغض شبونه

برای عاشقی ما کم نذاشتیم

خدا هم خوب اینو خودش میدونه

با اینکه دلم رو همه شکستن

میخونم باز هنوزم عاشقونه

میخونم با خودم دیگه بریدم

دیگه به آخر جاده رسیدم. . .

 

 

دوستت دارم

 

دلبری دارم که از گل بهتر است
صورتش از برگ گل نازکتر است
گفتمش دلبر کجا بوسم که بهتر است
بگفتا هرجا که دانی بهتر است
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
خسته از بوسیدنم پیوسته شد
خواست لب بر شکایت باز کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:46  توسط علی | 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

 

 

وقتی رفت

وقتی رفت دلبسته ی چشمای همدیگه بودیم
یه چیزی مثل اونی که مولوی می گه بودیم
وقتی رفت حاشیه ی درختامون طلایی بود
 ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
 وقتی رفت هر دوی ما بد جوری دیوونه بودیم
از اونهایی که به یاد هر کی می مونه بودیم
وقتی رفت یه تیکه از گنبد نیلی کنده شد
سرنوشت بازم توی مسابقه برنده شد
وقتی رفت به روش نیاورد اشک من داره میاد
بست چشاش و گفت به من گریه نکن خیلی زیاد
 وقتی رفت هر دومون و گذاشت توی ناباوری
من بهش گفتم حالا اینبار نمی شه که نری ؟
وقتی رفت یه عالمه سوالا بی جواب شدن
 ماهیا تو تنگنای بلورمون عذاب شدن
وقتی رفت دو تا ستاره افتادن روی زمین
 من ازش پرسیدم آخرش چیه اون گفت همین
 وقتی رفت پاییز بود و خدا بود و طاق کبود
من نبودم زیر طاق آسمون اونم نبود
وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی
 دیگه هیچکسی نشد عاشق چشمای کسی
 وقتی می رفت درا به روی هر دوی ما بسته بود
یه چیزی مثل یه دل تو این میون شکسته بود
وقتی رفت دریا دیگه به ماهیا نگا نکرد
ماه دیگه در نیومد ستاره ادعا نکرد
 وقتی رفت لونه ی هیچ پرنده ای چراغ نداشت
واسه درد دل دلم هیچ کسی رو سراغ نداشت
وقتی رفت فهمیدم این کارا همش کار دله
خط زدم رو آرزوم گفتم نه دیگه باطله
 وقتی رفت اشکام رو ریختم تا پشیمونش کنم
 اما اون گفت نباید اینجوری حیرونش کنم
وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن
 عاقلا رفتنش رو دیدن و دیوونه شدن
 آخرین لحظه گذاشتم سرمو رو شونه هاش
تا شاید یادش بره دلیلا و بهونه هاش
اما ان تصمیم ارغوانیش رو گرفته بود
 پیش من بود ولی انگار که از اینجا رفته بود
وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود
 همونو ازش گرفتم آخه یادگاری بود
 وقتی رفت هیچی دیگه رفته و من بی خبرم
نامش و نوشتم اما کجا باید ببرم
بهتر اینه که بریزم اشکام و پشت سرش
تا شاید نباشه واسه ی همیشه سفرش
 کاش بیاد مسافرش هر کی سفر کرده داره
 کاش بیاد و یه دل رو از دلهره در بیاره
 خداحافظ تمامی سفر کرده هامون
کاش خدا بفرسته اونها رو دوباره برامون

 

 

براي رسيدن به تو

پا پيش گذاشتم

خودم را قسمت كردم

تو را سهم تمام روياهايم كردم

انصاف نبود

تو كه ميدانستي با چه اشتياقي

خودم را قسمت ميكنم

پس چرا

زودتر از تكه تكه شدنم

جوابم نكردي

براي خداحافظي

خيلي دير بود

خيلي دير

            خواستن تو نه عشقه و نه عادته

دیدن تو به حرمت زیارته

اما میخوام تو دستای تو گم بشم

فنا شدن در تو برام نهایته

نیاز تو چراغ خونه منه

هر جا باشی چراغ خونت روشنه

یادت باشه حتی اگه من نباشم

یکی تو رو تو خونه فریاد می زنه

حرفای من زمزمه ی یه خواهشه

نه التماس نه خواهشه نوازشه

فقط تویی حرفه تمومه وجودم

فقط دعا زمزمه ی سجود من

ازت میخوام حتی اگه اون ور لحظه ها بری

یادت بشه چراغه خونمون واسه تو روشنه

حتی اگه من نباشم چراغش تو خونمون

تا تو بیای همیشه سوسو میزنه

گل

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 16:51  توسط علی | 

                           برای تو

     می خواستم برای از دست دادنش چند قطره اشک بریزم

اما افسوس که تمام اشکهایم را برای بدست آوردنش ریخته بودم     

 

سه کبریت، یک به یک در شب روشن شد:
اولی برای دیدن تمامی صورت تو،
دومی برای دیدن چشمانت،
سومی برای دیدن لبانت،
و بعد تاریکی غلیظ برای اینکه به خاطر بسپرم همه را
زمانی که تو را در میان بازوانم گرفته ام.

 

از آن سوی عشق که می آمدم همه جا را عطر تو پر کرده بود

دلم می خواست با تمام وجود تورا احساس کنم

اما افسوس که از تو دورم

ولی بدان تا زنده هستم بهار زیستن را با تو دوست دارم

و آن را می پرستم

به امید روزی که دستان نازنینت را لمس کنم لحظه هارا می شمارم

   

 

 

برای عشق تمنا کن

ولی خار مشو

برای عشق گریه کن

ولی به کسی مگو

برای عشق مثل شمع بسوز

ولی نزار که پروانه بسوزد

برای عشق پیمان بند

ولی پیمان نشکن

برای عشق جونیتو بده

ولی جون کسی رو نگیر

برای عشق زندگی کن

ولی عاشقونه زندگی کن

با عشق بمیر

ولی کسی رو نکش

دوستی ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست.

دوستی آنست که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نمی شود.

love

رز عشق

بیا با افق مهربانی کنیم
غم پونه را آسمانی کنیم
بیا تو ی نقاشی قلبمان
رز عشق را ارغوانی کنیم


 


                       

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:34  توسط علی | 

چه قددلم ميخواست

چه قددلم ميخواست يه شب من وتو تنها مي شديم
انقد کوچيک بوددنيا که فقط ماتوش جا مي شديم

مجنون يه شب جراتشو مي دادامانت دست تو
انوقت ما تا اخر عمر راهي صحرامي شديم

همه مي گن که اسمون خم شده زير بارعشق
اون چيزي نيست ماواسه هم خم مي شديم تامي شديم

چقد دلم مي خواست همه حسرت مونو بخورن
مثال عاشقا واسه تموم دنيا مي شديم

چقد دلم مي خواست ديگه من وتو در ميون نبود
همديگر رو مي بوسيديم وتا ابد ما مي شديم

چقد دلم مي خواست دلت پيشه کسي ديگه نبود
حتي اگه يه مدتي تنهاي تنها مي شديم

 

 

اي كه تمام زندگيم با اسم تو شروع ميشه يه روز نياد به من بگي كه ديگه از پيشم برو ستاره شباي من نوبت از تو خوندنه بيا كه قلب من فقط به خاطر تو ميزنه تجربه كن يه شب از اون شباي بي قراريمو شايد كه باورت بشه در ددل فراريمو روزاي تنهاييه من مثل زمستون ميمونه آخه نبودي ببيني روزاي بي بهاريمو اي كه حضورت ميتونه بسوزونه تو دل من روزاي بي بهاري رو شباي بي قراريمو شكستن قلب منو هر كي تونست تجربه كرد اما نميتونه كسي بگيره از دلم تو رو

عشق یعنی معنای زندگی

عشق یعنی معنای زندگی

عشق یعنی تا ابد پایندگی

عشق یعنی مردن با لاله ها

عشق یعنی پرواز با پروانه ها

عشق یعنی عاقل بی عقل و هوش

عشق یعنی مستی هوشیار دوش

عشق یعنی با من عاشق بمان

وز نگاه عاشقم خود را بخوان

عشق یعنی در پی اش مجنون شدن

در غبار غم او مدفون شدن

عشق یعنی قطره اشکی که چکید

پرده ی نا گفتنی ها را درید

عشق یعنی مردی و مردانگی

با صداقت بودن و ماندن همی

هدیه

من تمام بی کسی هایم را قامت بسته ام و در طولانی سجده اندوه به اندازه همه

نبودنهایت اشک میریزم وبه بلندای یلدای فراقت با اهی عمق قلب هزارپاره ام

کابوس رفتنت را خاکستری میکنم......

بگذار بی ادعااقرار کنم که دلم برایت تنگ می شود وقتی نیستی دلتنگی هایم را

قاب می کنم تا وقتی آمدی نشانت دهم که شاید دیگر تنهایم نگذاری ... تو که می

آیی پنجره ای باز می شود پنجره بی رنگ 

دلتنگی کنار می رود آرام میان جانم خانه میکنی....!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:6  توسط علی | 
                   

                     چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم

                  خانه اش ویران باد!
                     

از آن سوی عشق که می آمدم همه جا را عطر تو پر کرده بود

دلم می خواست با تمام وجود تورا احساس کنم

اما افسوس که از تو دورم

ولی بدان تا زنده هستم بهار زیستن را با تو دوست دارم

و آن را می پرستم

به امید روزی که دستان نازنینت را لمس کنم لحظه هارا می شمارم

 

 

 

 

 

 

 

  زخم اين دلتنگم را هيچ کس مرهم نبود آخرين نور اميدم

نور چشمان تو بود

 روزها و شبها قصه بود و نبود خاطرم هر جاي قصه با تو

بود

 رفتي و اين رسم دلداري نبود آخر قصه نمي دانم دلت پيش

که بود

اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به احساس

               منو از خودت روندی

فکر کردی بعد تو تنها میشم

زمینگیر و رسوا میشم

ببین که تنها نیستم

ببین که رسوا نیستم

یادته بغضمو ترکوندی

اشکمو رو گونه هام دووندی

منو از عشقم ترسوندی

وقتی که دیدی بی تابم

اسیر چشم سیاتم

تیشه رو از ریشه زدی

واسه ی همیشه زدی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:52  توسط علی | 

 از آن سوی عشق که می آمدم همه جا را عطر تو پر کرده بود

دلم می خواست با تمام وجود تورا احساس کنم

اما افسوس که از تو دورم

ولی بدان تا زنده هستم بهار زیستن را با تو دوست دارم

و آن را می پرستم

به امید روزی که دستان نازنینت را لمس کنم لحظه هارا می شمارم

            

:smooch::smooch::smooch::smooch::smooch::smooch::smooch:

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم

           و پارو زنان سوی تو فرستادم

          اما وقتی به ساحل نگاه تو رسید

       تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

نه... دل به دل را نداره

سوختم و آب شدم به پات
امروز و فردا نداره
خوشت میاد ببینی ، نه ؟
كشتن تماشا نداره
قهر می كنی ، ناز می كنی
ناز می كشم ، آشتی كنی
قصه كه نیس ، حقیقته
دروغ و دعوا نداره
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
دوره زمونه دوره ی حرفای عاشقانه نیست
صحبت پول و شهرته ، صحبتی از ترانه نیست
یه روز منو خواسته بودی ، یه روز خیلی خوب دور
امروز چه راحت نمی خوای ، من بد شدم بهانه نیست
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
اگه بفهمن عاشقی ، همه بهت بد می كنن
نسبت دیوونه می دن دست تو رو رد می كنن
اگه بخوای بجنگی با دستای شوم سرنوشت
با هر چی آدمك دارن ، راه تو رو سد می كنن
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
بفهمه عاشقش شدی هی با تو بازی می كنه
دیوونه ، آزار اونم با تو رو راضی می كنه ؟
رفتی كجا در می زنی ،اون خود یه رات نمی ده
غریبه جای اون باشه مهمون نوازی می كنه
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
كافیه چیزی بدونه ، كار تو دیگه مردنه
دیگه وظیفت اسمشو ، با صدتا جون آوردنه
یه بازی یك طرفس ، كه آخرش مشخصه
همیشه بازنده تویی ، سهم اونم كه بردنه
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
اگه بگی دوسش داری ، اون تو رو یادش نمی یاد
فرقی نداره كه چه قدر چه كم بدونه ، چه زیاد
باید هنرپیشه باشی تا نقشو خوب بازی كنی
 یعنی كه وانمود كنی یه جور ازش بدت بیاد
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
عاشق دیگه تو عصر ما هیچ جایی حرمت نداره
انگار كسی نمره ی خوب واسه شجاعت نداره
شاید یه جوری شده كه هیچ آدمی تو عصر ما
برای انتخاب شدن ، اصلا لیاقت نداره
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
رنگ گل دسته گلا ، فقط رز زرده همین
عاشق هر كس كه بشی عاقبتش درده همین
هر كی یه گمشده داره ، تمام دلخوشیش اینه
اگر یه روز معجزه شه ، اگر كه برگرده همین
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
زمونمون عوض شده ، دوره نفرینه و جنگ
 زیاد شدیم ، زیاد شده آدم بدرنگ و دو رنگ
 قلب كوچیك عاشقو با یه اشاره می شكنه
اون كسی كه دوسش داره ، با تیر كمون با چوب و سنگ
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
تا بدونه عاشقشی می ره و پیدا نمی شه
می گی می خوام ببینمت می گه نه حالا نمی شه
با هدیه ی تولدش می خوای یه جوری ببینیش
می خوای یه جوری بفرست ببخشید اما نمی شه
ضرب المثل دروغ می گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:33  توسط علی | 
      یکی رو انتخاب نکن 

              که باهاش بخوای زندگی کنی

      یکی رو انتخاب کن

       که بدون اون نتونی زندگی کنی

                                               

 

dooset daram

يادته اولين لحظه ديدار قسم خورديم برای هم بشيم يار

گذاشتی منو با دلم گرفتار

 راضی شدی به مردن غرورم

به يادم اگه چه از تو دورم

به پات می افتادم چه عاجزانه

اشکهای من ميريخت چه کودکانه

به پای وعده بی اعتبارت

نشسته اين دلم چه صادقانه

راضی شدی به مردن غرورم

به يادم اگه چه از تو دورم 

 منو تنها نذار رو قلبم پا نذار

به ديدن دلم فقط بيا يه بار

ميون عاشقات منو نذار کنار

من اولين و آخرين خريدار اداتم

هنوزم عاشق لحظه ديدن چشاتم

راضی نشو به مردن غرورم

به يادتم اگر چه از تو دورم .....

برای چشمانت

هوا ترست به رنگ هوای چشمانت
دوباره فال گرفتم برای چشمانت
اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا
قبول کن که بریزم به پای چشمانت
بگو چه وقت دلم را ز یاد خواهی بر د
اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت
 دلم مسافر تنهای شهر شب بو هاست
که مانده در عطش کوچه های چشمانت
تمام اینه ها نذر یاس لبخندت
جنون آبی در یا فدای چشمانت
چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج
به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت
تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی
در انتظار چه خالیست جای چشمانت
به انتهای جنونم رسیده ام کنون
به انتهای خود و ابتدای چشمانت
من و غروب و سکوت و شکستن و پاییز
تو و نیامدن و عشوه های چشمانت
خدا کند که بدانی چه قدر محتاج ست
نگاه خسته من به دعای چشمانت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:33  توسط علی |